بودن در مدرسههای متوسط باعث شده من اغلب در نیمهی بالای نمرات کلاسها باشم و این هم باعث شده که دو سه عدد تجربه در مورد درس خواندن (که تقریبا همه میدانند) به دست بیاورم. چون زکات دانش نشر آن است٬ این هم تجربیات من:
حوصله داشته باشید
در کل زندگیتان هم نشد حداقل در درس خواندن خوصله داشته باشید. در فهم مسائل و راهحلهای ریاضی وار آدم اغلب به مشکل برمیخورد که گاهی با دو سه بار خواندن و حلکردن هم حل نمیشود. در این جور مواقع حوصله به خرج دهید و دو سه بار دیگر هم امتحان کنید. بعد بیخیال آن موضوع شوید و بعد از چند دقیقه باز سراغش را بگیرید. سعی کنید یک جور دیگر نگاه کنید. یک زمان سر جلسهی امتحان من حرف v انگلیسی را با عدد ۷ اشتباه گرفته بودم:) مثلا در آمار امکان اشتباه گرفتن جای درجات (در همین درس تازهای که خواندیم) یا اشتباه گرفتن P و Q وجود دارد. گاهی اوقات یک اشتباه کوچک کل موضوع را غلط جلوه میدهد. مثلا دو سه روز پیش طی حرفهایی که میزدیم یکی از دوستان گفت من این ماتریسها را نمیفهمم! من گفتم مثال بزن٬ گفت مثلا این دترمینان ۳ در ۳ چجوری است؟ وسطهای گفتن راهحل گفت آهاااان٬ من فکر میکردم باید ضرب کنیم!:)
مبانیاش را بدانید
در همین مثال ماتریس و ریاضیات٬ شما باید مبانی پرکاربرد ماتریس را بدانید. این که ندانید دو ماترس را چطور در هم ضرب میکنند یا دترمینان چطور گرفته میشود٬ باعث میشود کل وقتی را که سر یک کلاس میگزارید از ته تلفشده باشد! من دوستی دارم که از اول ترم آمار۲ نخوانده٬ آمار۱ را هم یک سال پیش پاس کرده٬ خب همچنین فردی تمام وقتی که سر کلاس میگزارد را تلف کرده. مینشیند سرکلاسی که از اول تا آخرش را نمیفهمد و نمیخواهد بفهمد و اهمیت نمیدهد٬ درحالیکه حداقل همین وقت را میتوانست سریک بحث بیفایده که حداقل حوصله داشتن را به آدم یاد میدهد بگزارد!
گوش دهید/یاد آوری کنید
قبل از کلاس سعی کنید با اتکا به حافظهی فوقالعادهتان یادآوری کنید که موضوعات کلی جلسهی قبل چی بود. برای این کار اول به اتفاقات آن جلسه فکر کنید٬ مثلا چه اتفاقی افتاد که به دوستتان فلان چیز را گفتید که آن جور خندید یا چطور شد که استاد آن خاطره را گفت و یا آن یکی همکلاسی سرجلسه چکار کرد و … . اتفاقات بیربط به درس آن جلسه که یادتان آمد در چند دقیقه موضوعات درسیاش هم یادتان میآید.
سرکلاس حتما گوش دهید. دوستان و همکلاسیها و اتفاقات مهم خوابگاه و دانشگاه (مثل ازدواجهای رخ داده)٬ چیزی نیستند که نیاز به تحلیل و بررسی آن هم سرکلاس داشته باشند. به قدر کافی وقت مرده بین مسیر خوابگاه و دانشگاه٬ هنگام غذا خوردن و هنگام بودن در خوابگاه است که همچنین بحثهایی را به سرانجام برسانید.
به غیر از بحث تفکرات عشق عرفانی و نگاههای پاک هم دانشگاهیها و مسئولیتهای دانشجویی و کارهای انجام نشده و … هم ممکن است سرکلاس ذهنتان را منحرف کنید٬ ولی بیخال! اگر کمی در خودتان دقت کنید شما دارید به اینها فکر میکنید که به درس فکر نکنید! اگر میتوانید سرکلاس بیشتر گوش بدهید و کمتر به آینده فکر کنید. اگر نمیتوانید یک کاغذی کنارتان باشد و هرچه به ذهنتان میآید را روی آن بنویسید (ممکن است این تفکرات چیزی باشد که نخواهید بغل دستیتان بداند٬ مثلا این که این مسئول سایت دانشکده چقدر با مسئولیت است:) این جور مواقع به اختصار یا رمزی بنویسید)
مثلا من یک زمانی یک وایتبرد کوچک خریدم و چند دفعهای همین طوری نشستم هرچه به ذهنم میرسید را نوشتم٬ بدون ترس و بدون سانسور٬ چون فقط من میدیدم و قرار هم بود که پاکش کنم. توصیه میکنم شما هم همین کار را بکنید٬ وایت برد نشد در گوشیتان بنویسید و بعدا پاکش کنید. مهم این است که وقتی میخواهید روی یک چیزی تمرکز کنید ذهنتان مشغول نباشد.
جزوه بنویسید/اضافات نگاری کنید
هنگام درس گفتن یک چیزی جلویتان باشد که رویش بنویسید. حالا اگر جزوه هم نمیخواهید بنویسید٬ حداقل ورقی جلویتان باشد که سوالات احتمالی و یا نکاتی را که فکر میکنید برای شما مفید هستند را بنویسید. هرکسی یک جوز خاصی درس میخواند و این جور خاص یک نکات خاص را هم میطلبد که ممکن است در جزوهی تمیز دوستتان که میخواهید بعد از کلاس بگیریدش نباشد.
نوشتن یکی از راههای قدرتمند رام کردن ذهن است. آنهایی که در کلاس یک چیزکی مینویسند خیلی کمتر ذهنشان راهی داستانهای عشق عرفانی ادبیات میشود.
وقتی جزوه مینویسید٬ توضیحات اضافی تر از آن چیزی که روی تخته هست بنوبسید. مثلا استاد تخته را پر کرده٬ به عنوان بخث تکمیلی یکی دو نکته میگوید. شما آن نکته ها را هم بنویسید. گاهی اوقات هم استاد بعضی اثبات هارا با خط زدن و انجام تغییرات روی همان فرمول اولیه انجام میدهد٬ در این گونه مواقع شما با به عهده گرفتن امر زجرآور! نوشتن مطالب اضافی٬ اثبات را کامل و طولانی بنویسید.
جزوه تمیز بنویسید/بخوانید
وقتی جزوه تمیز است٬ شما فقط درگیر فهمیدن موضوع میشوید و نه فکر کردن روی این که این کلمه مفروض است یا مفروع؟ شاید یکی دو کلمه ناخوانا مشکل نداشته باشد اما وقتی این کلمات زیاد میشوند و شما نمیتوانید به راحتی حتی روی درس را هم بخونید٬ از درس زده میشوید و یک هو از دهان مبارکاتان تروش میکند که «بیخیال٬ ولش کن» .
اگر خودتان هم جزوه تمیز نمینویسید سعی کنید از یک نفر یک جزوه تمیز بگیرید. بین عوام و اغلب خواص معروف است که جزوه دانشجویانی که از جنس مونث هستند برای خواندن و فهیمدن بسیار بهتر از طرحهای مارپیچ هزارتوی جنس مذکر است که با مطالب روی تختهنوشته شده حاشیهنگاری شده است. جزوه گرفتن از یک مونث همکلاسی امر بسیار متداولی است که اگر به همان صورت گرفته شده (بدون هیچ وزن اضافی که میتواند حاصل از گل خشک شده یا جوهر به کار رفته برای نوشتن اطلاعات شخصی باشد ) پس داده شود مشکلی ایجاد نمیکند.
بارها و بارها دیده شده (مخصوصا از طرف من با مشاهدات دقیقم:) ) که عقبماندگی نسبی درسی بعضی از دوستان و نفهمیدن درس از روی همین جزوات اشتباه بوده. طرف مرا از این بلوک آخری کشانده به بلوک خودش٬ بعد که دقت کردهایم دیدهایم بعله٬ مشکلی وجود ندارد و فقط آن منفی به کار رفته در اصل مساوی است:دی
خودتان بفهمید/فکر کنید/پیدا کنید
هر چیزی را لازم نیست از استاد یا یک دوست بپرسید. اول خودتان فکر کنید٬ بعد که موضوع حل نشد به کتاب مراجعه کنید. مثلا ایرادهای درسی درسهایی مثل حسابداری را راحت میتوان با مراجعه به مثالهای کتاب حل کرد٬ به شخصه وقتی از من هم پرسیده میشود برای مطمئن شدن به کتاب مراجعه میکنم.
ساده بگیرید
درسهایی که میخوانیم اصلا سخت نیستند. این که چه حسابی بدهکار باید باشد یا چه حسابی بستانکار باشد اصلا سخت نیست یا این که مثلا برای اصلاح صورت حساب باید حسابهای درگیر را موازنه کرد و … . حتی آن اقتصاد خرد با آن صقف و کف و اضافه رفاه هم سخت نیست٬ فقط تشخیص یک نقطه است و محاسبهی یک مساحت.
یادتان باشد٬ درسها آسان هستند و برای گرفتن نمره ۲۰ باید تمرین و تکرار کنید و یک سری جزئیات را بدانید. اگر هدفتان نمره ۱۵ به بالاست٬ دانستن جزئیات هم لازم نیست! فقط کافی است راههای کلی را بدانید و سرجلسه پیاده کنید. در ضمن با توجه به هدفتان وقت بگزارید. برای پاس کردن حسابداری بیشتر از چند ساعت (آن هم حداکثر) لازم است ولی برای ۲۰ گرفتن باید چند روزی را بخوانید. وقت گزاشتن طولانی و اضافی فقط برای یادگرفتن جزئیاتی است که نهایت ۴ ۵ نمره باعث کاهش نمره میشود.
تاکید میکنم٬ درسها سخت نیستند٬ آسان بگیریدشان ولی به بیخیالی مفرط هم دچار نشوید.
نکته اضافی:
کلماتی که در دروس به کار برده میشود به معنی لغویشان نیستند. مثلا یک جنگهایی به نام صدساله است که بیشتر از صدسال طول کشیده یا یک جزایری وجود دارد که داخل بدن انسان است! اسم را میگذارند که آن موضوع راحتتر شناخته شود ولی مثلا در چیزی به نام منحنی بیتفاوتی٬ یک اصل است که میگوید یک سبد با دو محصول بهتر از یک سبد با یک محصول است! در حالیکه اگر به اسمش دقت کنیم کل نقاط در این منحنی نباید برای فرد تفاوتی بکند.
برای همین پیشنهاد میکنم عادت کنید به یادگرفتن چیزهای کلیتری از فقط اسم. عادت کنید به این که اسم یک بحث نشاندهندهی حدود و همه بحثهای آن موضوع نیست.
در آخر اطلاع بدهم که من این را نوشتم چون فکر کردم ممکن است به درد بعضی دوستان بخورد. نه از روی غرور و نه از روی ابراز وجود و …. در ضمن اینها را نوشتم قرار نیست من کل نمرات را بالا بگیرم و یا موفق باشم و یا … ها! فقط فکر کردم جالب است که بدانید٬ همین.